جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

میرم که با مژگان صحبت کنم و از بعد از ظهر درگیرم و فردا هم میرم کلینیک.

 

مختصر و مفید

 

می ترسم. خیلی

خوب به سلامتی فعلا زنده ام.....

۳ هفته دل پیچه و نهایتا خبر مزخرف حمل بار ...(۳۱/۵/۸۷ اینو نوشتم که بثبتمش! نه خیلی خبر خوبی بود ) ٬ از اینی که الان هستم بهتر نمیشه....  بعد از چن مدل آزمایش  و چن تا دکتر رفتن ٬ گفتن کولیت عصبیه. حالا کولیت چی چی هست٬ خوردنی یا پوشیدنی٬ خدا می دونه.

امروز تونستم برم پیشه دکتر خداداد.... اول که کلی ترسوندم ولی گفت کمکم می کنه البته گفت همچین هم بی خطر نیست....

راستیاتش یه کم اول ترسیدم و تو مطبش عین خر گریه می کردم.... الان بهترم البته هنوز ترس ِ هستش ...

از اینا بدتر دو روز گریه پشت سر همه که ادامه اش امروز بعد از دعوا با مدیرکل صورت گرفت.

خیلی دلم می خواست از اینجا برم٬ الام مصمم تر هستم. نمی دونم چی می شه ٬ اخرین زورا رو دارم می زنم. خدا کنه که بشه....

از کمر درد فعلا که نمی تونم بشینم. خدا بخیر کنه....

۱- به به .... افتتاحیه المپیک.... نه خدایی...... سلیقه و رنگ شناسی رو دارین.... همیشه ایرا ن حرف اول و تو سلیقه می زنه ..... الان همه دنیا دارن رو رنگ لباس ایرانی ها صحبت می کنن و به به چه چهمی کنن به انتخاب این رنگ.....

۲- تو رادیو جوان هم دیروز بخاطر دعوتهای بجا و شایسته ای که چین از ادمهای برجسته ای مثل جوات خیابانی و .... کرده بود و هی لابلای برنامه هاش مخصوصا موقع حضور یک خانم متشخص ٬ چهره خندان و لبخند ملیح خیا  بانی رو نشون می داد ٬ تقدیر شد :D

واقعا چقد این چینی ها آداب دون و فهیم هستن و .....